شکست های خود را ۲ برابر کنید

برای موفقیت باید میزان شکستهای خود را دو برابر کنید.
هر کسی دوست دارد که یک زندگی موفقی داشته باشد. هیچکس نمی خواهد که مثل یه شکست خورده زندگی کند. بنابراین شکست بخش مهمی از این معادله است. بدون شکست شما هرگز نمی توانید موفقیت واقعی را بدست بیاورید.
اکثر مردم از شکست اجتناب می کنند چرا که فکر می کنند شکست چیز خوبی نیست. فرهنگ و جامعه ما طوری برنامه ریزی کرده اند که ما بپذیریم شکست چیز بسیار بدی است. وقتی شما در مدرسه مرتکب یک اشتباه می شوید, توسط مدیر مدرسه و یا معلم سرزنش شده و یا مجازات می شوید. وقتی در محل کارتان مرتکب اشتباه می شوید, رئیس تان شما را توبیخ می کند و یا شرایط برایتان بدتر میشود؛ شاید هم کارتان به اخراج بکشد.
اما همه ما باید تلاش کنیم که باورهایمان درباره شکست را تغییر بدهیم و آن را چیز خوبی بدانیم. شکست یک چیز اساسی و ضروری است که زندگی حرفه ای و شخصی ما را تضمین می کند.
در اینجا دلایلی وجود دارند که نشان می دهند چرا شکست خوردن مهم است و چگونه از طریق شکستن برخی باورهای هیجانی به شکست برسید و چرا شما باید برای دستیابی به موفقیت واقعی, میزان شکست خوردن خود را دوبرابر کنید.
چرا شکست لازم است؟
۱) شکست به شما تجربه و دانش می دهد.
آیا می دانستید شکست به شما تجربه و دانش می دهد؟ ما از اشتباهات خود بیشتر یاد می گیریم تا از موفقیت هایمان. “بیل گیتس” یک بار گفت: “موفقیت یک معلم نکبت باری است که مردم زیرک را اغوا می کند؛ چرا که فکر می کنند هرگز چیزی را از دست نمی دهند.”
مردم این روزها نمی توانند شکست بخورند. آنها همه چیز را جدی می گیرند. بنابراین وقتی نتوانند نتایجی که مدنظرشان هست را بدست بیاورند احساس ناراحتی می کنند. وقتی برنده می شوید جشن می گیرید, اما وقتی که شکست می خورید تمایل به فکر کردن دارید. همین فکر کردن هست که شما را بهتر می کند. دانش شما را بیشتر می کند و تجربه فوق العاده ای را برای شما به ارمغان می آورد.
۲) شکست سازنده شخصیت است.
سعی کنید زندگینامه افراد موفق را بخوانید و متوجه بشوید که آنها در راه رسیدن به موفقیت های کنونی شان بارها و بارها شکست خورده اند. میزان شکست هایشان خیلی بالا هست اما در انجام این کار شخصیت های خودشان را می سازند, از اشتباهات خود درسهای زیادی می گیرند و قوی تر می شوند. وقتی شکست می خورید, شما عمیق تر به عملکرد خود نگاه می کنید و خودتان را بهتر درک می کنید. شکست به شما کمک می کند که در کارتان تامل کنید و همه چیز را در چشم انداز خودتان نگه دارید. این باعث می شود شما بالغ تر بشوید و یک معنای قوی از رنج و زحمت در خودتان پرورش بدهید. یک نقل قولی از “بروس لی” هست که میگوید:
“توجه داشته باشید که سخت ترین درختها به راحتی تکه تکه می شوند, در حالیکه درخت بامبو یا درخت بید با انعطاف در مقابله با باد زندگی می کنند.”
هنگامیکه که زمان های سخت می آیند, آنها را به عنوان زمانهای شخصیت ساز بپذیرید. آنها را بعنوان یک شکست تصور نکنید. آنها را به عنوان یک بازخورد برای کمک به رشد خودتان در نظر بگیرید.
۳) شکست راه درست را به شما نشان می دهد.
موفقیت اغلب ناشی از نتیجه تصمیم گیری های خوب است. برای تصمیم گیری های خوب و درست, شما نیاز به تجربه دارید.
سوال: تجربه های شما از کجا می آیند؟ پاسخ: شکست ها و قضاوت های بد.
وقتی با مشکلات زندگی روبرو می شوید, شما چند گزینه برای واکنش دارید: می توانید آنها را نادیده بگیرید, می توانید تسلیم بشوید و یا اینکه از این وضعیت برای رفتن به یک مسیر درست, درس بگیرید.
هنگامی که یک نوزاد تلاش می کند که راه برود, چندین بار زمین می خورد تا اینکه در نهایت راه رفتن درست را یاد می گیرد. آیا شما دوست دارید که کودک را از راه رفتن منصرف کنید؟ اصلا, به هیچ وجه. در حقیقت شما او را تشویق خواهید کرد و راه رفتن درست را به او یاد خواهید داد. این همان چیزی است که همه شکستهای زندگی شما را درمان می کند. شما باید به شکستها به عنوان یک بازخوردی که شما را به راه درست هدایت می کند نگاه کنید.
اگرچه شکست مهم است, اما هنوز بسیاری از مردم از افسردگی و سرخوردگی ناشی از شکست نمی توانند بیرون بیایند. پس باید چکار کنید؟
چگونه می توان از احساسات منفی شکست رهایی یافت؟
۱) درک این موضوع که این یک واکنش طبیعی به شکست است.

لطفا این را درک کنید که شکست خوردن در زندگی کاملا طبیعی است. هیچکس برنده به دنیا نمی آید. هرکسی از اشتباهات خودش یاد می گیرد, راهبردهای خود را تنظیم می کند و خودش را برای رسیدن به موفقیت موردنظرش اصلاح می کند. بنابراین اگر شما چیزی را امتحان می کنید و شکست می خورید, به خودتان بگویید که این طبیعی است. این مطلب به سادگی یعنی اینکه که چیزی درست نیست و شما باید راهی بهتر و درست تر برای رسیدن به آن پیدا کنید. شما نمی توانید در همه حال آفتابی باشید. درختان بدون باران نمی توانند رشد کنند, با این حال اگر تمام وقت باران ببارد درختان نیز می میرند. بنابراین شما نیاز به شکست دارید تا به سمت جلو حرکت کنید, درست مثل درختان که نیاز به آب باران برای زنده ماندن و رشد خود دارند.
۲) از شکست هایتان چیزی یاد بگیرید.
شکست خودتان را بعنوان یک بازخورد تلقی کنید. چیزها را خیلی جدی نگیرید. شما در یک موضوع شکست خورده اید و نه در همه زندگی تان. زندگی شما به آخر نرسیده و همیشه چیزهای بهتری برای یادگیری شما وجود دارند.
“جک ما” یکی از میلیاردهای چینی, زمانی که برای کار به شرکت KFC درخواست داد با درخواست او مخالفت شد. او ده بار نیز از هاروارد تقاضای همکاری کرد اما هیچیک از برنامه های او مورد پذیرش قرار نگرفت. او با بسیاری از رد شدن ها و شکست ها مواجه شد, اما الان کسی از او چنین تعریفی ندارد. همین امر برای “مایکل جردن” هم صادق بود. او توسط تیم بسکتبال مدرسه اش اخراج شد, اما رویای او هرگز از یادش نرفت. مایکل راهش را انتخاب کرد و متعهد شد که بیشتر و سخت تر تمرین کند. در نتیجه او یکی از بهترین ستاره های بسکتبال در تاریخ شد.
۳) قویتر برگردید.
آنچه که شما باید برای مسابقه بعدی انجام بدهید این است که با تمرینات بهتر و موثرتر به مسابقه برگردید. موفقیت فقط برای کسانی اتفاق می افتد که تسلیم شدن را رها کردند و مایل به یادگیری هستند.
همیشه این را بخاطر داشته باشید: گذشته شما همپایه و مساوی آینده شما نیست. اگر الان شکست خوردید این اصلا به این معنی نیست که در آینده هم شکست خواهید خواهید خورد. در واقع, شما نسبت به نتیجه ای که حاصل شده, تجربه بهتری کسب کرده اید و قوی تر شده اید. شما آموختید که انسان بهتری بشوید و خودتان را به مهارتها و دانش بهتری مجهز کنید. از این رو شکست خود را یک بازخورد از عملکرد خود بدانید. از آن یاد بگیرید, بهتر و قوی تر بشوید و سپس اقدامات اصلاحی را برای عملکرد بهتر در آینده انجام دهید.
شکست مهم است. به همین دلیل شما باید میزان شکست خوردنتان را دو برابر کنید. چرا؟ دلیل آن ساده است: همه ما زمان محدودی در این سیاره داریم. هرچه زودتر شکست بخورید, سریعتر یاد می گیرید و پیشرفت می کنید.
منتظر نمانید که سن تان برای انجام اشتباه به ۵۰ یا ۶۰ سال برسد. تا آن زمان هیچ انرژی برای ریکاوری نخواهید داشت. هر کاری که الان لازم است انجام بدهید. در معرض ناشناخته ها قرار بگیرید و از انجام آنها نترسید.
یک خبرنگار از “توماس ادیسون” درباره شکست هایش پرسید. ادیسون پاسخ داد:
“من شکست نخوردم, من فقط ۱۰ هزار راه را پیدا کردم که منجر به تولید برق نشدند.”
اگر میخواهید چیزی را به انتها برسانید, شما باید تلاش بیشتری بکنید, چیزهای جدید را امتحان کنید و میزان شکست تان را دوبرابر کنید. وقتی سریعتر شکست میخورید, سریعتر یاد خواهید گرفت. وقتی سریعتر یاد می گیرید, سریعتر به موفقیتی که میخواهید می رسید.
با سپاس

نویسنده: شان لیم مترجم: رجبعلی برزگر

دیدگاه ها